تبلیغات
دفتر اسناد رسمی 831 تهران - به بهانه گذر ازثبت سنتی و اجرای ثبت آنی اسناد
 
دفتر اسناد رسمی 831 تهران
ثبت با هزینه ها برابر است
درباره وبلاگ


در این فضای مجازی سعی در ایجاد روندی مناسب جهت تعامل و بررسی فضای موجود و کسب و ارائه موارد بهتر در این عرصه بدون هیچگونه جبهه گیری شخصی هستم پیشاپیش دست شما دوست و همکار گرامی را به گرمی فشرده و از نقد و پیشنهادات شما با کمال میل استقبال میکنم امید است که در این قطار همسفری مناسب باشم

مدیر وبلاگ : علی اختر
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کاغذها از من پیرترند، اگر کمی با فشار لای انگشت ها ساییده شوند می شوند خاک؛ خاک صد ساله. حشره های ریز لای پرونده ها می لولند، آمده اند تا کاغذها را بخورند، کاغذهای له شده لای پوشه های بنجل چند دهه پیش بوی نا گرفته اند. هر دقیقه و ساعت که می گذرد به ضرر اسناد در حال تجزیه تمام می شود؛ سند اموال مردم با هر حرکت عقربه ساعت به پوسیده شدن نزدیک می شود.

بیشتر پرونده های ثبتی به فوت بندند، به یک لغزش، به یک جرقه؛ اگر زلزله بیاید و سیم برقی جرقه بزند کار پرونده ها تمام می شود؛ اسناد کاغذی کهنه و تلنبار شده روی قفسه های فلزی کم جان نای مقاومت مقابل بحران را ندارند.

گفته بودند فرشته ها نظر لطف به بایگانی ها دارند که تا به حال بلایی بر سر اسناد نیامده است؛ یک جور قدرت ماورایی شبیه وردی افسونگر مثل طلسم اجی مجی اما در بایگانی اداره ثبت اسناد محله ما در زیرزمینی ۲۵۰ متری، پر شده با قفسه های فلزی با سقف کوتاه و هوای دم کرده اش. اگر فرشته ای قصد آمدن هم داشته باشد راهی برایش نیست. پرونده های ثبتی بایگانی شده در زیرزمین اداره ثبت محله ما  عمرشان از خیلی از ما بیشتر است. کاغذهایی با آرم شاهنشاهی پیچیده شده در پوشه های سرمه ای رنگ پارچه ای که اگر به آنها دست بزنی پودر می شوند.

 

جا دادن ۳۳۶ هزار پرونده در فضایی ۲۵۰ متری خودش هنر است، درست مثل یک تردستی ولی به زشت ترین شمایل. پرونده ها تا طاق زیرزمین بالا رفته اند، نزدیک است که گوشه پر پرونده ها به پر مهتابی های داغ سقف بگیرد و آنوقت اگر قاب مهتابی ها یا سیم کشی های سقف جرقه ای بزنند کار پرونده ها در چند دقیقه تمام شود. گرمای زیرزمین هم خودش وحشت آتش سوزی را دامن می زند، هوای بایگانی  آنقدر مرده است و بوهای عجیب و غریب می دهد که فکر می کنی جایی درلای یکی از همین قفسه ها لاشه پرونده ای بو گرفته است!

در طبقه دوم بایگانی  هم جنگی دیگر در حال وقوع است، اینجا بایگان ها ۸۶ هزار پرونده قطور را در همان قفسه های فلزی مشبک جا داده اند و امیدوارند چند تن باری که روی زمین نه چندان مطمئن ساختمان فرسوده ثبت منطقه .... چیده اند باعث ریزش سقف طبقه پایین نشود؛ اینجا باید با احتیاط راه رفت شاید وزن تو همان بار اضافه ای باشد که زمین، دیگر توان تحملش را ندارد!

  

● ندیده های بدتر از دیده

اما این قسمت خوب ماجراست، اگر حکایت وجود بایگانی هایی که دیوارهای مندرسش از فرط کهنگی در حال ریختنند و برای این که روزی روی پایه های لرزانشان نلغزند و نقش زمین نشوند و پرونده های ثبتی را با خود زیر آوار نبرند با تیرچه هایی کلفت حائلشان شده اند، درست باشد آنوقت بایگانی ثبت محله ما گل سرسبد بایگانی های ایران خواهد بود. اگر هنوز هم ماجرای نگهداری پرونده های ریش ریش و پوسیده ثبتی در بقچه های پارچه ای ادامه داشته باشد، اگر هنوز هم آپارتمان های مسکونی برای نگهداری اسناد اجاره شوند و چون صاحب خانه اجازه نمی دهد حتی یک میخ به دیوار کوبیده شود و قفسه های فلزی مشبک در ساختمان علم شود پرونده ها دراز به دراز روی زمین چیده می شوند و اگر در اسباب کشی ها هنوز هم پرونده های املاک مردم گم می شود باید آرامش را کنار گذاشت و تا می توان نگران بود.

نکته: بایگانی اسناد، زخم ناسور سازمان ثبت اسناد و املاک است، دارایی ۳۴ میلیون خانواده ایرانی است اگر روزی سیل بیاید یا آتش سوزی شود و زلزله همه جا را نابود کند اولین چیزی که به خطر می افتد اسناد بی دفاع مالکیت مردم است؛ باید دلشوره عاقبت این بایگانی ها را داشت

چیزی نمانده تا ۳۴ میلیون پرونده ثبتی خوراک سوسک ها، موریانه ها و رطوبت شوند؛ فاصله آنها با پودر شدن فقط یک قدم است. بایگانی اسناد، زخم ناسور سازمان ثبت اسناد و املاک است، دارایی ۳۴ میلیون خانواده ایرانی از وزیر و وکیل و سفیر و رئیس گرفته تا مردم عادی در این بایگانی ها است، اگر روزی سیل بیاید یا آتش سوزی شود و زلزله همه جا را نابود کند اولین چیزی که به خطر می افتد اسناد بی دفاع مالکیت مردم است؛ باید دلشوره عاقبت این بایگانی ها را داشت.

 

امروز از۴۴۰ بایگانی موجود در کشور ۵۰ درصدشان ساختمان های فرسوده دارند که برای مقاومتشان در برابر زلزله باید هر روز دعا کرد، معلوم است که چنین ساختمان هایی که دغدغه اصلی شان استحکام است سیستم های اطفای حریق و هشدار آتش سوزی و این قبیل امکانات حفاظتی نیز ندارند. در این میان ۱۸۰ بایگانی نیز ساختمان اجاره ای دارد درست مثل این که ادارات ثبت سراسر کشور مستاجر باشند و پرونده های ثبتی متعلق به مردم را مثل اسباب خانه هر سال به دوش بکشند و از یک ساختمان به ساختمان دیگر ببرند.

اما این همه دغدغه با ۸۸ میلیارد تومان حل می شود یعنی رقمی که سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به معاونت برنامه ریزی و نظارت راهبردی ریاست جمهوری اعلام کرده  است. البته با این پول آن هم در شرایطی که هر کمد ریلی مخصوص بایگانی، ۳ میلیون تومان قیمت دارد فقط می توان بایگانی های موجود را سر و سامان داد و گسترش فضای بایگانی ها را به زمانی دیگر موکول کرد. امروز بایگانی های ثبتی در سراسر ایران ۱۲۰ هزار متر مربع کمبود فضا دارند که اگر قرار باشد همه این فضای مورد نیاز خریداری شود، نیاز بودجه ای سازمان ثبت بسیار بیشتر از ۸۸ میلیارد تومان خواهد شد.

بایگان ها همیشه دستشان با کاغذهای بیرون زده از پرونده ها می برد، بعضی از آنها آنقدر روی زانو خم شده اند تا پرونده ای را از قفسه های چسبیده به زمین بیرون بکشند که زانوهایشان دچار درد شده اند، با این حال ساعت ها کار می کنند تا بتوانند کارهای عقب افتاده را پیش ببرند. آنها تعدادشان هم خیلی کم است یعنی کمتر از استانداردی که می گوید به ازای هر ۱۵ هزار پرونده یک بایگان مورد نیاز است .

در بایگانی های پر مشکل ادارات ثبت، آدم ها هم در کنار پرونده ها می پوسند، اگر این بایگان ها فرتوت تر از چیزی که هستند بشوند عمر پرونده ها از این که هست نیزکوتاه تر می شود. پس جان آدم ها و امنیت اسناد مالکیت دولت ومردم ارزش تخصیص بودجه و پول خرج کردن را دارد؛ رویای ایجاد آرشیو الکترونیک اسناد باید تعبیر شود. که این رویا به چهاد و همت همه همکاران  و مسئولین و  کارکنان محترم ادارات ثبت در سراسر کشور در حال تعبیر و تحقق است و به حق که اجرای طرح ثبت آنی، افتخاری ملی برای همه به ویژه دستگاه قضایی كشور  است..







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 1 اردیبهشت 1395
علی اختر
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:33 ق.ظ
Today, while I was at work, my sister stole my apple ipad and tested to see if it can survive a
forty foot drop, just so she can be a youtube sensation. My apple
ipad is now broken and she has 83 views. I know this is totally off topic but I had to share it with someone!
جمعه 13 مرداد 1396 02:06 ب.ظ
Definitely believe that which you said. Your favorite justification appeared to be on the internet the
easiest thing to be aware of. I say to you, I certainly get annoyed while people think about worries that they just don't know about.
You managed to hit the nail upon the top as well as defined out the whole thing without having side
effect , people could take a signal. Will probably be
back to get more. Thanks
یکشنبه 8 مرداد 1396 08:18 ق.ظ
That is a good tip particularly to those fresh to the blogosphere.

Short but very precise info… Thank you for sharing this
one. A must read article!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر